بی تو مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب شبانه


دیدی که بهار بی تو سرد است

پاییز تر از خزان زرد است

آن شب دل من شکسته تر شد

دیگر همه چیز رنگ درد است

*

دیگر همه جا سکوت دلگیر

دست و دل من اسیر زنجیر

ای روح پر از ترانه من

خاموش ترین بهانه راگیر

*

دیگر نروم به سوی مستی

حظی نبرم ز می پرستی

ای آن که نداری خبر از من

سرچشمه ی هر غمم تو هستی

*

دیگر به بهار خنده ام نیست

باران صفا دهنده ام نیست

ای آن که دلم اسیر عشقت

بر بام دلت؛ پرنده ام نیست؟

*

شعرم همگی سرود درد است

گفتم که بهار بی تو سرداست

گفتم که بهار بی تودیگر

پاییز تر از خزان زرد است

...



 

حاضرین در سایت

ما 92 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز116
mod_vvisit_counterکل بازدیدها650294

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها