تاوان مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب شبانه


کسی حرف مرا باور نکرده ا ست

عذابم را کسی پایان نداده ا ست

نگاهم در همان نزدیکی ات ماند

ولی یادت به من تاوان نداده ا ست

تمام شب دلم با گریه می گفت

کسی درد مرا درمان نداده ا ست

گل دلدادگی هایم که پژمرد

بر این صحرا کسی باران نداده ا ست

فقط آشفته حالی مانده و دل

به قلب من کسی سامان نداده است

نگاهم در همان نزدیکی ات ماند

ولی یادت به من تاوان نداده است

ولی یادت به من تاوان نداده است



 

حاضرین در سایت

ما 40 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز462
mod_vvisit_counterکل بازدیدها756427

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها