ديوانگي مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب شبانه


چند روزي است که من

باز ديوانه شدم

از غم دوري تو

شمع و پروانه شدم

*

باز سجاده ي من

رنگ چشمان تو شد

مهر و تسبيح دلم

مثل دستان تو شد

*

باز هم شب هاي من

بوي باران مي دهد

بوي نمناک زمين

در بهاران مي دهد

*

باز از اين پنجره

شعر هايم مي روند

گريه هايم مي رسند

خنده هايم مي روند

*

باز از روي درخت

مرغ عشقم مي پرد

آتش عشقت مرا

تا کجاها مي برد

*

باز قلبم مي تپد

خسته حال و بي نفس

مي زند فرياد که

خسته ام از اين قفس

*

باز شمعي مي شوم

تا بسوزم جان و تن

اشک هايم مي چکد

بر دل و دامان من

*

من که رسوايت شدم

مي نويسم بر درخت

مي نويسم در هوا

يا به روي سنگ سخت

*

مي نويسم از غمت

شمع و پروانه شدم

چند روزي مي شود

باز ديوانه شدم

...



 

حاضرین در سایت

ما 35 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز162
mod_vvisit_counterکل بازدیدها778321

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها