در گیر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب من و شمع


در گیر شدم با تو

در حادثه بودن

ای بودن تو جاری

تا لحظه آسودن

*

آن لحظه زیبا را

در قاب نگاه تو

می بینم و صد افسوس

من ماندم و آه تو

*

ای مظهر زیبایی

ای نوگل باغ غم

با وسوسه رفتن

از این همه غم تا غم

*

من در تو شکوفایم

این شعر از آن توست

بر مناره قلبم

گلبانگ اذان توست

*

هر صبح خروسان را

بانگیست پر از امید

باز از شب تنهایی

خورشید به من تابید

*

من ماه شب خود را

با یاد تو می بینم

من میوه خوشبختی

با دست تو می چینم

*

ماه آمده بر بامم

من چشم تماشا را

بر پرده پندارم

آویخته غم ها را

*

من لحظه ویران را

در چشم تو می بینم

هر شب ز نگاه تو

یک ستاره می چینم

*

در گیری چشمانت

با گریه چشمانم

از خویش مرا برده

تا مستی پنهانم

*

من نغمه دلتنگی

با یاد تو می خوانم

هر صبح به یاد تو

من ترانه می خوانم

*

تا هست مرا قلبی

در کنج قفس تنها

با یاد تو می مانم

ای لحظه بی همتا

*

آن لحظه که چشمانم

آهسته به تو خندید

آن لحظه که در گوشم

آن نغمه خوش پیچید

*

در گیر شدم با تو

در حادثه بودن

ای بودن تو جاری

تا لحظه آسودن

...



 

حاضرین در سایت

ما 17 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز434
mod_vvisit_counterکل بازدیدها728459

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها