منا جات مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب غریبانه


من خدا را دیده ام

بین تابش های نور

روی اکلیل دعا

عمق دریا های شور

*

آشنا و مهربان

مثل شبنم روی گل

مثل ذرات عبور

روی تنهایی پل

*

جاری و بی انتها

روی امواج غروب

زیر پرهای نسیم

آبی و تنها و خوب

*

در سکوت لحظه ها

می شود نزدیک من

مثل خونی در رگم

در شب تاریک من

*

دانه های سبز عشق

در تمام جان من

مانده جای خنده ای

در غم پنهان من

*

رو به رویم شاپرک

می پرد تا بیکران

پوستم گل می دهد

غنچه های بی زبان

*

روی این سکوی دل

پله پله تا بلور

می روم اما کمی

و حشت از مرز عبور

*

سر به ایوانش زدم

او صدایم را شنید

بین گنجشکان من

یک نفس تااو پرید

*

قلب من یک قاصدک

او چنان نوری عظیم

شرم مانده در تنم

از زمانهای قدیم

*

آرزوها را فقط

لا به لا و تو به تو

پرده پرده می زدم

تا هوای جستجو

*

روی این حوض حضور

من چو خاکستر شدم

یا گیاهی بوده ام

این زمان پرپرشدم

*

من فقط بازیچه ام

روی گرداب امید

انتظار و انتظار

فکر فردای سپید

*

من که همپای دعا

آمدم تا این حریر

جای خواهش مانده است

ای خدا دستم بگیر ....

...



 

حاضرین در سایت

ما 68 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز350
mod_vvisit_counterکل بازدیدها756829

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها