صبر

صبر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب غریبانه


یک طرف لیوان آبی واژگون

یک طرف قندان و قندش سرنگون

*

ریخته واریخته هر چیزمن

مانده چای و استکان بر میز من

*

آن طر فتر هم کتابی بی نشان

آب گلدانم چکیده روی آن

*

همچنان غرقم میان فکر خود

بی تفاوت می شوم با شعر خود

*

می دوم درکوچه های بی کسی

پشت سر انبوهی از دلواپسی

*

زیر پاهایم زمین رنجیده شد

حزن تنهایی من پیچیده شد

*

رو به رویم انتظار رو پنجره

امتداد بغض های حنجره

*

فکر من در سایۀ تاریک غم

بوی تند خاطره در پیچ و خم

*

خاطراتی تلخ همچون زهر مار

لیک صبرم هست کوهی استوار

*

هر چه بادا باد،هرچه شد که شد

سر به روی میز ،می پرسم زخود

*

من چگونه صبر را دامن زدم

بر لبانم قفلی از آهن زدم

*

من چگونه صبر کردم اینچنین

صبر بر بی رحمی های این زمین

*

هر چه دیدم یا سرم آمد که هیچ

باز گفتم صبرتا پایان پیچ

*

صبر می گوید که آخر آفرین

یا تو سنگی یا زکوهی آهنین !!

...



 

حاضرین در سایت

ما 73 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز595
mod_vvisit_counterکل بازدیدها743480

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها