رنگ دگر مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب غریبانه


این همه سرخ و سفید

این همه آبی و سبز

این همه زردو بنفش

این همه رنگ....

که اندازۀ غمهای منست

*

و چقدر مسخره است

خنده های ته دل

شادی های شب عید

*

وچقدر تکراریست

صبح و بیدار شدن

خسته و زار شدن

*

باز هم خوردن و خواب

خواندن شعر و کتاب

*

من چقدر دلزده ام!

زینهمه فکر شتاب

*

که برو دیرت شد

گل چه می خواهد ؟آب

*

و چقدر مثل من است

آفتاب سر ظهر

سوختن با تر وخشک

عطش تشنگی و....

باز کوبیدن مشت

*

مشت بر هرچه که هست

مشت بر آب و درخت

*

مشت برباد که باد

آمد و پنجره را

مشت کوبید و شکست

*

مشت بر خاطره ها

مشت بر حرف دروغ

*

آه ! من بیزارم

از خیابان شلوغ

*

و چقدر رنگ شب است

حس تنهایی من

که چنین تاریک است

این همه راه؛ولی

راه من باریک است

*

حس تنهایی من

مثل تنهایی من

به خدا نزدیک است

*

من فقط منتظر حادثه ام

تو بیایی از در

همه چیزم را باز

بزنی رنگ دگر

...



 

حاضرین در سایت

ما 82 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز380
mod_vvisit_counterکل بازدیدها728405

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها