لحظه شماري مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب دریچه


شب شهر تو هم تاريك و تار است؟

براي ديدنم بي تاب هستي؟

چو مي آيد ستاره بر لب بام

تو هم مانند من بي خواب هستي؟

*

دلت مي لرزد از نامهرباني؟

صدايت هق هق تلخ جداييست؟

چو مي خندي به روي ماه تابان

غمت اندازه ي بي همنواییست؟

*

بهارت رنگ پاييز و سكوت است؟

نگاهت رفته تا آفاق  زیبا ؟

چو از ره مي رسي تا منزل خويش

نمي گويي به خود : پس كو فريبا؟!

*

صداي مرغ حق را مي شناسي؟

شب و دريا و طوفان در شبت  نيست؟

چو در بستر به سوي خواب آيي

هواي بوسه ي من  بر لبت  نيست؟

*

نمي خواهي به آغوشم بگيري؟

نمي گيرد دلت هر دم بهانه؟

تو تا تنهاي تنها مي شوي باز

نمي خواني به ياد من ترانه؟

*

چه گويم ؟ اي جدا افتاده از من

منم بي تاب و مست و بي قرارم

براي لحظه اي پيش تو بودن

تمام لحظه ها را مي شمارم...

...



 

حاضرین در سایت

ما 88 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز386
mod_vvisit_counterکل بازدیدها728411

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها