يادگاري مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب دریچه


دلم آوارگي را دوست دارد

نسيم رهگذر از كوچه تو

نگاه منتظر بر پيچ جاده

صداي سادگي را دوست دارد

...

شبي افتاد از دستت چو شيشه

شكست و بي صدا صد تكه گرديد

شبي بيچاره شد از برق چشمت

همين بيچارگي را دوست دارد

...

نمي دانم چه بوده در نگاهت

كه دل را برده تا امواج و طوفان

نمي دانم چه كردي با دل من؟

كه اين دلدادگي را دوست دارد

...

مرا روزي كه كارم با تو افتاد

به اوج كهكشانها برده بودي

به لبهايم سرودي تازه دادي

دلم اين تازگي را دوست دارد

...

ولي روزي كه رفتي تا هميشه

غروب يك خزان درمن نهادي

دلم ديوانه شد از درد دوري

ولي ديوانگي را دوست دارد

...

سه شنبه ساعت نه يا ده شب

نوشتم تا بماند يادگاري

كه دل آواره ديدار تو گشت

و اين آوارگي را دوست دارد

...



 

حاضرین در سایت

ما 15 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز290
mod_vvisit_counterکل بازدیدها756769

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها