بنفش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب بهانه


(زنی پس از سالها خاطرات شب ازدواجش را مرور می کند)


آري بنفش بود


آن خاطرات سرد...


آ ن جا که قاصدک


هر گز گذر نکرد...


...


آن جا که دختري


بر صندلي نشست ...


صد تکّه شد ، شکست


...


با دست هاي خود


از بودنش گذشت ...


امضا براي چه ؟!


تقدير و سرگذشت ؟!


...


آري بنفش بود


آن سکه هاي زرد!


آن خانه ي کبود!


آن بوسه هاي سرد


...


آن جا که پنجره


مهمان تازه داشت ...


يک مشت آرزو ...


آيا کسي نکاشت ؟!


...


گنجشک مي پريد


از شاخه هاي دور


آري بنفش بود


خنديدن و عبور...


...


آن جا که تکيه گاه


لغزنده و دروغ


خواب عجيب شب ...


کمرنگ و بي فروغ


...


آري بنفش بود


حتي چنار پير ...


آن سايه هاي مات


آن تور ... آن حرير !


...


آن درب نيمه باز


آن ارتفاع پست


بغضي که مي شکست


با سوت و خنده ، دست!


...


آري بنفش بود


...

 

حاضرین در سایت

ما 190 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز356
mod_vvisit_counterکل بازدیدها734516

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها