دل دیوار مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب بهانه


گل اندامي نمي بينم !

پرستويي نمي خواند!

دلم نازكتر از شيشه...

كسي اما نمي داند!

...

و شب در كوچه پنهانست

نه مهرويي ، نه مهتابي !

تصور مي كنم با خود ...

تو هم امشب نمي خوابي!

...

و سقف خانه هاي ما...

هميشه سرد و رنجورست!

و ماه ِ بر لب ِ بامم ...

هميشه از زمين دورست!

...

دو دست خسته ي خواهش

دل ما را نمي پايد ...

شراب و مطرب و ساقي

به كار ما نمي آيد ...

...

كه عهد بوسه و مِي نيست!

كسي مستي نمي جويد !

ز زلف يار و ابرويش ...

كسي ديگر نمي گويد !

...

دوباره گفتم و گفتم ...

شبم طي شد ، لبم خشكيد!

سه ساعت مانده تا فردا ...

و ديدار من و خورشيد !

...

دل ديوار اين خانه ...

اگر چه ظاهراً سنگ است!

ز بس ناليده ام هر شب...

براي خنده ام تنگ است!

...



 

حاضرین در سایت

ما 70 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز477
mod_vvisit_counterکل بازدیدها768725

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها