پرده در مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب بهانه


ساعات پريشاني و آشفتگي من

تصوير دلم بود كه در سايه فرو رفت

فرياد تو ويرانگر افسردگي ام شد ...

هر چند كه سنّم شده پايان سي و هفت!

...

ما پرده در هر چه قوانين زمينيم ...

اسناد من و تو كه شناسنامه ي ما نيست!

اين شعر كه ياريگر دستان من و توست

از روح حقيقت طلب ما كه جدا نيست!

...

سبز است كنار من و تو عشق ...

وين بوته ي خوشرنگ نوازشگر ديده ست

رفتيم به يك دشت پر از ساقه ي گندم

از راز من و تو چه كسي قصه شنيده ست؟!

...

گفتي كه شب ِ خواب و خيالات سحر شد

ديدم سبدي سوسن وحشي سر ديوار

هم پيچك نيلوفر و هم بوسه ي خورشيد

فارغ شدم از شبزدگي هاي دلازار...

...

بگذاركه مردم همه درخواب شب پيش !

ما بر سر باميم ، سزاوار يقينيم...

بر مُهر شناسنامه ي ما جوهر عشقست !

ما « پرده در» هر چه قوانين زمينيم!...

...

...



 

حاضرین در سایت

ما 20 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز47
mod_vvisit_counterکل بازدیدها650225

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها