تصویر تو مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب بهانه


ابريشم شب كه پشت و رو شد

آئينه ي دل به گفتگو شد

انگار ستاره ي قشنگي

يكباره شكست و زيرورو شد ...

*

يك تكه ي آن به دستم افتاد

همراه دو دست خسته ي باد

آنگاه كنار صد شكوفه

تصوير تورا به من نشان داد!...

*

من خيره شدم به چشم مستت

همراه نگاه مي پرستت

آويزه ي قطره هاي باران

شعري ز شراب من به دستت...

*

ديدم كه سكوت خسته ي تو

از پنجره هاي بسته ي تو

آهسته به من اشاره اي كرد

دستان به غم نشسته ي تو...

*

اما من و حلقه هاي زنجير...

اين فاصله هاي دست و پاگير...

يك تكه ستاره ي شكسته!...

انبوه بهانه هاي دلگير...

*

انگار تورا نشسته ديدم!

درهاي سياه و بسته ديدم!

از موج سكوت و درد دوري

تصوير تورا شكسته ديدم!...

*

يكباره ستاره ي دلم مرد!

ابريشم شب دوباره تا خورد!

تا قطره ي اشك من فرو ريخت...

تصوير تورا پرنده اي برد!...

...



 

حاضرین در سایت

ما 52 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز86
mod_vvisit_counterکل بازدیدها718112

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها