رنگ دل مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


تو می دانی که دیگر دل ندارم

دگر حرفی زِ آب و گِل ندارم

از آن لحظه که چشمم بر تو افتاد

دلم مال تو شد ، مشکل ندارم

*

خدایا بارگاهت بیکران است

به دستت پایه های آسمان است

تو دل را آفریدی تا بدانیم

که این دل پایگاه امتحان است

*

دلی خالی تر از خالی چه حاصل؟

دلی کز درد شد عاری چه حاصل

اگر عشقی درون دل نباشد

از آن دل سوی ما آید چه حاصل

*

دلی باید که از غم تاب او هیچ

بیفتد در میان هر خم و پیچ

و گرنه شاخۀ خشکیده ای است

که از بی خانمانی خورده است پیچ

*

دلی شایستۀ عشق و سلام است

که بی تابی او در هر کلام است

و گرنه عمر دل هم سر شود پوچ

تمام ضربه هایش نا تمام است

*

به دل باید رخ دلدار باشد

صدایش ضجۀ بسیار باشد

بپیچد در درون جان عاشق

تمام خواهشش دیدار باشد

*

دل طغیانگر عاصی چه زیباست

همین آشفتگی هایش چه زیباست

همان لحظه که می کوبد سرش را

به زندان بدن ، آری چه زیباست

*

دلی با اشک هایش مانده بر جا

اسیر دست صاحب مانده در جا

دلی باید که از صاحب گریزد

شتابد سوی دلدارش به هر جا

*

دل لایق می آویزد به برگی

به پیغامی که حتی زیر سنگی

اگر یک سو نشان از دلبرش بود

نمی آرَد دگر طاقت ز تنگی

*

دل عاشق ندارد تاب دوری

ندارد لحظه ای دیگر صبوری

خودش را می زند در آب و آتش

نپرسیدش کجاها یا چه جوری

*

به هر ضربه خودش را می سراید

که شاید سوی دلبر ره بیابد

به هر جایی که دلبر پا گذارد

خودش را زیر پای او می یابد

*

نفس های دل عاشق قشنگ است

کسی پرسیده رنگ دل چه رنگ است؟

اگر از من بپرسی خواهمت گفت

همان رنگی که دلبر را پسند است

همان رنگی که دلبر را پسند است

...



 

حاضرین در سایت

ما 26 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز90
mod_vvisit_counterکل بازدیدها726951

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها