گذشت مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


تمام آسمان ها هدیۀ تو

نبینم لحظه ای من گریۀ تو

اگر چه من نشستم پای عشقم

نبودم لحظه ای در دیدۀ تو

*

غم دلتنگی من پرده در شد

زمین و آسمان هم با خبر شد

ندیدی بر سر این بام خانه؟

کبوترهای چاهی در به در شد؟

*

به زیر گنبد نیلی چه دیدی؟

به کوه و جنگل و دریا چه دیدی؟

تو زیباتر ز حرف عشق و مستی

بگو آیا چه دیدی یا شنیدی؟

*

بنفشه های دنیا زیر پایت

خروش موج دریا در صدایت

نمی دانم چه دارم جز غم تو؟!

ولی من هر چه دارم گو فدایت

*

مگر بازیچه گشته این دل من

مگر دریا ندارد ساحل من

چرا از من بریدی بی بهانه

دگر پایان ندارد مشکل من

*

به پیغامی مرا غمگین نمودی

تو را فریاد کردم نه! نبودی

ندیدی گریه هایم را ندیدی

تو حتّی شاهد اشکم نبودی

*

هزاران پیچ و خم دادی به راهم

نشسته انتظارت در نگاهم

ندیدی بی تو من تنها ترینم

شدم غرقه میان اشک و آهم

*

از آن خانه سفر کردم که دیگر

نباشد جای دستان تو بر در

نباشد پرده اش همرنگ چشمت

نباشد فکر تو شاید به این سر

*

ولی من هر کجا رفتم تو بودی

تو هم غمگین و تنها ، خسته بودی

دوباره آرزوی روز دیدار

پشیمان از گذشته ها تو بودی

*

سپس این جا نشستی گریه کردی

نمی خواهم ببینم اشک سردی

به روی گونه ات یا دیدگانت

گذشتم از تمام آن چه کردی

*

تمام آسمان ها هدیۀ تو

نبینم لحظه ای من گریۀتو

...



 

حاضرین در سایت

ما 55 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز369
mod_vvisit_counterکل بازدیدها755853

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها