جرقّه مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


حباب های ذهن من

یکی یکی شکسته شد

تلنگوری به من بزن

که عشق تو جرقّه شد

*

جرقّه های عشق تو

مرا به آب می دهد

درخت خانه ام دگر

به من شراب می دهد

*

بارقه های روشنت

به من امید می دهد

به دشت پاک سینه ام

گل سپید می دهد

*

ستاره های چشم تو

مرا به خواب می برد

به آسمان،به آینه

به پیچ و تاب می برد

*

ببین که باغ خانه ام

پر از اقاقیا شده

سبزۀ من سبز شده

معرکه ای به پا شده

*

زیک طرف پرنده ای

گرفته نامه ای به پا

درون حوض خانه ام

صدای گرم ماهی ها

*

از آن طرف که می رسد

نامۀ تو به دست من

صدای خنده می رسد

به آسمان مست من

*

خم شده دست سرخ گل

بر سر سبزه زار من

پای نسیم می رسد

تا سبد انار من

*

یاد شکوفه پر شده

روی درخت خاطره

از سر بید می پرد

زمزمه های شاعره

*

خزیده ام به گوشه ای

غرق تماشای دلم

چو شاپرک به روی گل

با پرش های دم به دم

*

حباب های ذهن من

یکی یکی شکسته شد

تلنگوری به من بزن

که عشق تو جرقّه شد

...



 

حاضرین در سایت

ما 41 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز420
mod_vvisit_counterکل بازدیدها755904

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها