جان کندن مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


من چگونه زنده ام؟

بی تو و بی دست تو

زندگی جان کندن است

بی دو چشم مست تو

*

بی تو من یک کاغذم

سرد و ساکت روی آب

گاه گاهی حادثه

می دهد بر من شتاب

*

بی تو من یک سایه ام

که نشستم روی شب

در سیاهی گم شدم

آه! گشتم روی لب

*

دستمال انتظار

تر شده از خشم من

اشک های مهربان

ریخته از چشم من

*

جا نمازم را ببین

مثل یک دریا شده

حرف های خلوتم

در درونش جا شده

*

من برای بودنت

حاضرم تا جان دهم

باید از دل بگذرم

تا به خود سامان دهم

*

من چگونه بگذرم؟

از دل تنهای خود

من که او را برده ام

تا دل شب های خود

*

باید از شب بگذرم

تا نباشم فکر تو

من چگونه بگذرم؟

از شب و از فکر تو!

*

زندگی را برده ام

با خودم تا کهکشان

کهکشان عشق تو

پر کشید از آسمان

*

دست هایم را بگیر

ذره ذره جان من

می شود مهمان تو

من ز پا افتاده ام

گوی من ، میدان تو

*

باید از خود بگذرم

تا ببینم روی تو

من گذشتم از خودم

رد شدم از کوی تو

*

می روم تا گم شوم

در تو و در دست تو

زندگی جان کندن است

بی دو چشم مست تو

...



 

حاضرین در سایت

ما 63 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز114
mod_vvisit_counterکل بازدیدها779917

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها