پنجره ای رو به خدا مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


پنجره ای رو به خدا

از همۀ جهان جدا

نشسته پای آن دلم

این دل زار بینوا

*

شکوفه کن به دست من

ای گل خوش نمای من

این همه راه آمدم

که بشنوی صدای من

*

صدای من ، صدای من

صدای بغض و گریه است

نگاه کن، نگاه تو

برای من

که بهترین ِهدیه است

*

تنم شراره می کشد

شراره های پشت هم

شراره های آرزو

شبیه هم ، شبیه هم

*

تو با منی ، تو در منی

به هر کجا که می روم

نمی شوم ز تو جدا

تا نفس های آخرم

*

بیا ببین ، بیا ببین

که بی تو من چگونه ام

چگونه ام

تب شده همنشین من

نشسته روی گونه ام

*

ستارۀ سهیلمی

که می دمی به هر شبم

هر شب من پر از تو و...

غرقه میان یک تبم

*

دست به زیر چانه ام

خیره شدم به رو به رو

بمان بمان کنار من

میان دشت آرزو

*

خسته شدم، خسته شدم

از این همه خیال تو

ببین که غوطه ور شدم

به عشق بی زوال تو

*

گذشته ها گذشته اند

تو فکر فردا را نکن

غروب رفتنم شده

دگر مرا صدا نکن

*

مرا ببر ، مرا ببر

از همۀ جهان جدا

پنجره ای به من بده

روبه خدا، رو به خدا

...



 

حاضرین در سایت

ما 5 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز14
mod_vvisit_counterکل بازدیدها650696

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها