منتظر باش مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


منتظر باش که بارانی شوم

تا ببارم بر کلون خانه ات

تا ببوسم جای دستان تو را

روی قفل آهنین خانه ات

*

منتظر باش کبوتر بشوم

بپرم تا آشیان سبز تو

تو ندانی من که هستم من ولی

خیره باشم در دو چشم مست تو

*

منتظر باش که پاییز شوم

خالی از سر سبزی و رنگ بهار

تا بماند روی گلدان های تو

دست هایم زردو خشک و بی قرار

*

منتظر باش که یک خواب شوم

روی ذهن تو بچرخم مثل باد

چشم هایت خسته تر، مستانه تر

روی یک خمیازۀ پرامتداد

*

منتظر باش که یک بغض شوم

تا بپیچم روی فریادی بلند

در گلوی خود مرا احساس کن

دست و پایم را نبند

*

منتظر باش که یک لاله شوم

سرخِ سرخ ِسرخ در دامان خاک

هر کجایی باش ، من هم مانده ام

تا گذاری پای بر این خاک پاک

*

منتظر باش که یک اشک شوم

نرم و آهسته به روی گونه ات

جای من در لای مژگان تو بود

می چکم اما ز چشم روشنت

*

منتظر باش که یک حرف شوم

تا بیایم روی لب های تو باز

تو مرا تکرار کن، تکرار کن

می شوم آمادۀ آواز باز

*

منتظر باش که خورشید شوم

تا بتابم بر تن و بر دست تو

گرمِ گرمِ گرم از رویم شود

راهها و کوچۀ بن بست تو

*

منتظر باش که یک شب بشوم

ساده و تاریک و غمگین و سیاه

من می آیم روی بام خانه ات

می نشینم تا طلوع یک نگاه

*

منتظر باش که یک عکس شوم

روی دیوار اتاقت جای من

یا شوم یک پنجره در گوشه ای

که تو بنشینی شبی در پای من

*

منتظر باش که یک شعر شوم

در میان صفحه های دفترت

یا شوم خودکار در دستان تو

یا ستاره ای شوم من در شبت

*

منتظر باش که یک عطر شوم

تا بیاویزم به سرتاپای تو

یا شوم راهی که آید سوی تو

یا نسیمی در شب زیبای تو

*

منتظر باش که یک ابر شوم

تا شوم مهمان پاییزی تو

منتظر باش که یک پرده شوم

یا شوم نقشی به رومیزی تو

*

منتظر باش که یک سیب شوم

تا که بنشینم به روی ظرف تو

منتظر باش که یک آه شوم

در میان انتظار حرف تو

*

منتظر باش که یک سایه شوم

پابه پای تو به هر جا می روی

منتظر باش که یک برف شوم

در زمستان های سرد بی کسی

*

منتظر باش که یک پله شوم

رد پای تو برایم آرزو

منتظر باش که یک شاخه شوم

از کنار پنجره سر کرده تو

*

منتظر باش که یک قصه شوم

قصۀ اسطوره های عاشقی

منتظر باش که یک دشت شوم

پر شوم از شاخه های رازقی

*

منتظر باش که یک رنگ شوم

روی هر روز تو تکرار شوم

منتظر باش که یک نامه شوم

حسرت لحظۀ دیدار شوم

*

منتظر باش که یک فکر شوم

تا فراموشت نگردد یاد من

آشنای انتظار و خستگی

این تویی آغاز این فریاد من

*

منتظر باش که یک فرش شوم

روز و شب اما به زیر پای تو

این من و این خستگی هایم ببین

هیچ کس در دل ندارد جای تو

*

منتظر باش که یک گل بشوم

غنچه غنچه روی خاک خانه ات

منتظر باش که بارانی شوم

تا ببارم بر کلون خانه ات

...

منتظر باش

...



 

حاضرین در سایت

ما 31 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز396
mod_vvisit_counterکل بازدیدها755880

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها