فریاد او مشاهده در قالب PDF چاپ فرستادن به ایمیل
کتابها - کتاب عاشقانه


تو مرا فریاد کن ای همنفس

این منم آوارۀ فریاد تو

این فضا با بوی تو آغشته است

آسمانم پر شده از یادتو

*

ای خدا من بندها را رسته ام

می روم تا انتهای یک نگاه

بال و پرهایم پراز رنگین کمان

می نشینم روی آب و عکس ماه

*

باز تن پوشم حریر آرزو

روی دستانم شکوفه زار عشق

قامتم از این زمین تا آسمان

سبزِ سبزِ سبز در بازار عشق

*

گرم این دستان من از یاد او

کاج این خانه مرا یک تکیه گاه

فرصت پرواز تا اوج غرور

روی بال یک پرستویی به راه

*

من کنون آماده ام تا جان دهم

زیر این تنهاترین کاج حیاط

انتظاری نیست جز فریاد او

تا بگیرد جان دوباره این حیات

...



 

حاضرین در سایت

ما 82 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterامروز136
mod_vvisit_counterکل بازدیدها727965

زنی را...

زنی را می شناسم من شاعر فریبا شش بلوکی

تماس با مدیر سایت

تماس با مدیر فروش کتابها